X
تبلیغات
رایتل
شنبه 28 اسفند 1389

قلب وخون

سلام وصد سلام...
دوتا نکته بگم بعد اتفاقات باحال...
اولا اونایی که گوگل ریدرشون قاطیه وفیلتره واینا،  توی ادرسش یدون  s اضافه کن درست میشه یعنی بزنن hptts://……. ودادامه ادرس..،باتشکر از سید که ایشون اینو به من گفتن ویه چیز جدید این که حتی گفتن برای اینکه ایمیلاتون کمتر کنترل بشه هم برای جی میلتون یه s اضافه کنید مثل همون قبلی ...s مخفف security هست...
ثانیا ما امتحان داشتیم ومن خیلی خوب خنده بودم ولی نامرد استاد با اموزش دعواش شده بود وگفته بوده بچه ها رو اذیت میکنم وخیلی سوالاش سخت بود ،اخه به ما چه؟؟ما بدبخت...
ثالثا: درمورد اون استادی که پست قبل گفتم دکتر پزشک قانونی گفت خفش کردن..متاسفانه چون مجرد بوده خیلی چیزا میشه براش درست کرد مثل اینکه قضیه ناموسی بوده....ولی نبوده...
بگذریم اتفاقات خوب
کلاس قلب: استاد قلبمون خیلی باحاله . سه نوع اریتمی رو داشت توضیح میداد ،هی میخواست بگه مورد اولی واخری مشکلی نداره وفقط مورد وسط هست که باید بیشتر معاینه کنیم واینا..هی میگفت مورد اول ودوم که مشخصه ولی مورد وسط رو باید توجه کرد...دفعه اول که گفت هیشکی دقت نکرد وگفتیم اشتباه شده ولی تا اخر کلاس میگفت مورد اول ودوم ووسطی..باهربار گفتنش ما میخندیدم اخه نمی دونست اینقدر ما سرخوشیم که به مطلب دقت نمی کنیم وبه مدل حرف زدن دقت میکنیم...
داشت صرع رو توضیح میداد ،یه نوع صرع داریم که هیچ حالت خاصی نداره وفقط طرف چند ثانیه خیره میشه جایی وثابت میشه..یهو میترا گفت: فوت میخواد ،فوتش می کنیم...(قهوه تلخ)
هفته پیش یکی از بچه ها کنفرانس داشت ،اتفاقا این هفته هم قرار بود من کنفرانس داشته باشم که استاد این هفته تشریف نیاوردن وافتاد بعد عید...داشتم میگفتم بهار دوستم که کنفرانس داشت قبل کلاس رفت آب خورد ولیوان یه بار مصرف آبخوری رو دوباره آب کرد وبا خودش اورد ،گفتم چرا میاری ؟؟گفت : اخه وقتی میخوام کنفرانس بدم یهو تشنم شد یا صدام گرفت آب دم دستم باشه ،حالا جالبه لب لیوان به علت رژ صورتی ایشان صورتی شده بود که با انگشت پاک کرد ولی هنوز یه کم بود...وسط ارائه دادنش یه کم از اب خورد وگذاشت کنار ....وقتی تمام شد واومد سرجاش نشست واستاد هم سرجاش پشت میز نشست ،یک اتفاق باحال افتاد ، استاد هی تشنش شد وهر بار یه قلپ ازش میخورد ،ماها که حواسمون بود کلی خندمون گرفته بود ،ول کنم نبود تا اخرشو یه کم یه کم خورد..استاد پیرمدر ومشخصه اصلا حواسش نبوده که اون خورده....به قول ابجی خانوم اخرش باید می رفتیم ببینیم استاد رنگ رزش چه رنگی بوده وچه رنگی زده بوده...!!!!
کلاس خون:
همیشه ردیف اول وگاهی دوم خالیه وبچه ها ترجیح میدن عقب بشینن ، البته درس دادن استاد از روی اسلاید هم بی دلیل نبوده که باعث میشد ردیف اول ادم اذیت بشه وعقب تسلط بیشتری داشت..جلسه اخر استاد گیر داده بود حالا که تعدادتون کمه بیایید جلو .هی گفتیم استاد ردیف اول گردنمون درد میگیره ونمی تونیم بنویسیم ،اسلاید نشون میدید واذیت میشیم ...استاد گفت: خوب حالا که تعدادتون کمه ، بیایید جلو گردنتون دردر نمی گیره....(شما ربط اینا رو به هم تشخیص بدید..)منم سریع گفتم: استاد چه ربطی داره؟؟ استاد هم همین جوری منو نگاه کرد وخوب چون جوبی نداشت هیچی نگفت،یعنی بیشتر وا رفته بود....پری میگفت: ای بمیری..لااقل دودقیقه میذاشتیبگذره..تو کسی رو ضایع نکنی می میری؟؟؟!!!!!
تو دهه فجر بود یه بیماری خونی رو داشت میگفت بعد گفت همین بیماری که شاه داسته..همه با تعجب گفتیم:شاه؟؟!!! گفت: اره شاه شاهنشاه آریامهر ...من اروم گفتم:لا اله الا الله  استاد باز بصیرتتون کم شده؟؟ حرفهای سیاسی در دهه فجر..