X
تبلیغات
رایتل
شنبه 20 فروردین 1390

درخواست مرخصی استعلاجی

سلام

خوبید؟؟؟..بروبچس عزیز ودوستان بسیار محترم حال واحوال چه طوره...؟؟؟

این مدت خیلی سرم شلوغ بود والبته هست وبنده را بابت بی معرفتیم مبنی بر سرنزدن بهتون ببخشید خودم کلی دلم تنگ شده برای وبگردی ولی چه کنم وقت نبید والبته منم اگه بیام بشینم ویه وبلاگ برم چندین ساعت نشستم پای اینترنت ومتوجه زمان وساعت نمیشم...

راستش تا اخر اردیبهشت خیلی اوضاع به هم ریخته است ،3 تا امتحان بسیار دشوار دارم که امروز تاریخ دوتاش بعد از جلسه اساتید تعیین شد ولی یکیش مونده وبدبختم اگه بیفته وسط اینا یعنی اوضاع خیته....تازه کار مرکز هم باید مقالشو تحویل بدم یعنی بفرستم وقرار بود توی عید تمومش کنم وببرم ولی هنوز یه کوچولوشو نوشتم وتا اونجایی که امکان داره سعی میکنم اون ورا افتابیم نشه ،اخه فکر میکردم توی عید میتونم تموم کنم کلی کلاس گذاشتم وقُمپُز بیخودی اومدم نمی دونستم اینقدر سخته جمع وجور کردنش البته خداییش توی عید زیادی ول چرخیدم...

از حال روحیه مان هم بگوییم بد نیستیم ولی خوبم نیستم یعنی کلا میگم بی خیال ،این نیز بگذرد،بی خیال اینده وفکر بهش ما تلاشمون رو می کنیم وغصه نمی خوریم هر چی پیش اومد خوبه ونق نمی زنیم....البته این مدت دوستان زیادی باعث شدن یه کم امیدوارتر بشم  که اکثرا دوستان وبی بودن واز همشون تشکر میکنم...دارم سعی میکنم عادت کنم وقدرت طابق خویش را بالا ببریم تا از قاط زدن مجدد جلوگیری به عمل بیاید...

هی تصمیم میگیرم متحول شم ولی دوباره این موج دپرسی وناامیدی میاد ، تصمیم میگیرم حساس نباشم روی خیلی چیزا ،روی رفتار اطرافیان ، روی  اتفاقات ،روی برخوردا وخیلی چیزا ولی باز ....بی خیال

دعاکنید امتحانامو خوب بدم بر میگردم حتما..هــــــَــــ.....

راستی مهندس علی  وبلاگتون نمیاد نمی دونم چرا ولی صفحه رو نمیاره....

این جمله هم یهو جوشید:هر بار خسته شدن از زندگی اهداف ادمو بلند تر میکنه و سعی میکنی به هدف واتفاق محکم تری دل ببندی...

 تصمیم گرفتم با کارام مشغول کنم خودمو که کمتر وقت فکر کردن بی خود داشته باشم..با کارای روتین خودمو سرگرم کنم...